السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 36
شرح دعاى سحر ( فارسى )
مىكند بخواند ، و از اين روست كه بايد در مقام استعاذه و پناهندگى از شيطان رجيم به نام « اللّه » پناهنده شود نه ديگر نامها ، و طبق آيهء قُلُ اُعوُذ بِرَبِّ النّاسِ 114 : 1 به أو امر شده است تا به پروردگار مردم پناهنده شود از شر كسى كه با مرتبهء أو و كمالات أو ضديت و تنافر دارد ، و آن وسوسهء باطنى است ، و پناه به خدا برد از كسى كه در باطن أو وسوسه ايجاد مىكند و در راه معرفت ، راهزن اوست . عارف كامل كمال الدين عبد الرزاق كاشانى در تأويلات مى گويد : « انسان همان وجود جامعى است كه همهء مراتب وجود را در انحصار خود قرار داده است . پس پروردگارى كه أو را ايجاد كرده و كمال انسانى را به أو افاضه فرموده همان ذات خداوندى است ، به اعتبار همهء أسماء به حسب بدايت كه از آن به « اللّه » تعبير مىشود ، و از اين روست كه خداى تعالى به شيطان فرمود : « چرا سجده نكردى به آنچه من با دو دستم أو را آفريدم ؟ » دو دست متقابل ، مانند دو دست لطف و قهر و يا دو دست جلال و جمال كه شامل همهء أسماء است » . در سر ابتدأ به « اللهم » در اكثر دعاها پس كسى كه بازگشت انسان را از اسفل سافلين به عهده گرفته و أو را از دوزخ تاريك ، به محل كرامت و امن الهى باز مى گرداند و از تاريكى ها به نور مى كشاند و از راهزنان سلوك محافظت مىكند همان اللّه است ، چنان كه فرمود : « اللّه ولىّ كسانى است كه ايمان آوردهاند و آنان را از تاريكى ها به نور مى كشاند . » پس سالك كه با قدم معرفت سلوك إلى اللّه مىكند مانند مسافرى است كه در راه وحشتناك تاريكى ، بار سفر به سوى حبيب خود را بسته است و شيطان ، راهزن